نوشتههای دستهبندی شده در ‘چهار دیواری’
به خدا قسم
به خدا قسم روزی عاشقان آزادی و سپهسالارانش کامروا خواند شد ! حالا ببینید کِی گفتم .
مرداب ها دارن خشک میشن . خورشید را در دور دست دیده اند !
کوبیده
دارم می رم دسته !
…
به نظرتون هیچ مسجدی امروز نهار کوبیده می ده !!!
…
یا حسین !
این هفتاد و دو تن
نمیدونم چرا بعضی ها نمی خوان این موضوع رو بفهمند که دوست داشتن عاشورا حتی برای ما که چندان مذهبی نیستیم ، اصلا عجیب نیست .
چرا نمی خوان قبول کنن که ما حتی از خودشون هم آزاد تر هستیم و آزادی رو نه مناسب ِ سازش ، بلکه «نا متناهی» می دونیم اما از این ور هم حواسمون به عاشورا هست .
…
به خاطر اشک ریختن برای حسین ؟!
برای این که به یاد عباس این اسوه ی جوان مردی و دمت گرمی می افتیم و بدنمون مرتعش می شه ؟!
یا به خاطر این که هنوز خیلی چیز ها رو با هم قاطی نکردیم و نمی کنیم ؟!
…
عجیبه که اگه قهرمانی ها و دلاوریهای این هفتاد و دو تن رو توی یکی از فیلمهای هالیوود می دیدن عاشق اون شخصیتها می شدن و اون فیلم تا مدت ها نقل محفل هاشون بود ! ولی حالا نمی خوان سالی یه دفعه به این قهرمانان واقعی که روزگاری شرف رو به این دنیا دوباره برگردوندند فکر کنن !