دانشگاه یعنی کجا ؟!!!
ژانویه 4, 2010 at 11:02 ق.ظ. 3 دیدگاه
تعریف بیرون از این وبلاگ :
دانشگاه مکانیست علمی و پژوهشی که دارای تعداد زیادی دانشجو و چند تایی استاد هست .در هر شهر و دیار چند تاییش پیدا می شه . موجب پیشرفت جامعه ست .
…
تعریف در این وبلاگ :
دانشگاه مکانیست وقت تلف کن ، به اصطحکاک دهنده ی دانشجو ، دایورت کننده ی پول از جیب دانشجو به جیب دولت و همچنین به جیب استاد و رئیس دانشگاه و …
بر عکس نام گمراه کننده اش ، این مکان به هیچ وجه دانشی ترین مکان موجود در یک شهر و جامعه نیست و اساسا کلمه ی » دانش گا » بیشتر مناسب حال و احوالاتش است !
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر مردم ایران ! این مکان ابتدا چند باری خانه تکانی شد تا اگر اغتشاش گری ، مفسدی ، ضد انقلابی ، … چیزی بود ازش کنده بشه !
این اتفاق که نیفتاد هیچ ، خیلی از اونهایی که این کار رو می خواست بکنن الان میان تو BBC و چند برابر یک اغتشاش گر لرزه به جون بعضی ها میندازند !
این صنعت سالهاست که به عنوان به یک صنعت پر سود و منفعت تبدیل شده و باعث ایجاد شغل هایی کاذب در کنار خود شده است . یکی از این شغل های کاذب » آموزشگاه های کنکور » هست ! که با اسامی تعدادی از این شرکت ها مثل : آیندگان و کانون و گاج و کاج و باج و … آشنا هستید حتما !!!
تنها چیزی که در این آموزشگاه ها یافت نمی شود ، اندکی دلسوزیست برای اون کنکوری بد بخت ! ولی تا دلتون بخواد زَلمب و زیمبو پُر !
چون می دونند که اینجا ایرانه و میزان جنبه ها چقدره ، با استفاده از یک منشی خانم جیگر در یک آموزشگاه پسرونه میزان ثبت نام 3 برابر معمول می شه که شگفت انگیزه .
البته بر عکس ِ این حالت اگر اتفاق بیفتد ، جمعیت ِ دختران ثبت نام کننده 2 برابر می شود و ظاهرا این یعنی دخترها از پسر ها با جنبه ترند !
اما اگر حالتی اتفاق بیفتد که آموزشکده مختلط باشه و منشی ها هم مختلط ، اون وقت پسران 4 برابر ِ میانگینی که باید ثبت نام می کنند و دختران 8 برابر !!!
( به هر حال اینها جزوی از ظرایف علوم اجتماعی ست دیگه !!! )
غذایی که در این مکان پخته می شه و خورده می شه شبیه غذاییست که آمریکایی ها در دهه ی 30 به برده هاشون که در مزرعه سخت کار می کردن می دادن !!!
این غذا ها متنوع هست . غذاهایی مثل کباب با 84 % چربی و 3 % پیاز و 2 % گوشت و 1 % اورانیوم غنی شده !!! ، خورشت قیمه بادمجون ، عدس پلو ، کشمش پلو ، کوفت پلو و … ! ولی عضو جدا نشدنی این غذا ها » کافور » هست ، برای اینکه ما بعد از غذا و در مدت آنتراک 1 ساعته هوس نکنیم بریم بیرون و … ! ولی به این فکر نمی شه که دانشجویانی که اون روز رو باید تا بعد از ظهر کلاس بمونند اون درس را به خاطر خواب آلودگی خواهند افتاد !!!
معمولا کلاس های تئوری ای که در این مکان دایر میشه با غیبت اساتید و دانشجویان همراهه و در ضمن نصف کتاب ها تدریس نمی شه و از اون نصف مونده هم باز نصفش تدریس نمی شه ! – ولی نکته ی جالب اینجاست که سوالات امتحانی انگار از کل کتاب اومده و در نتیجه خیلی از دانشجو ها می افتن اون در س رو !
زمان کلاس های عملی چند ساعته هم با 17 – 18 تا آنتراک عملا به 1 ساعت می رسه ! و شوخی ها و خنده ها و جک ها و لطیفه ها و مسخره بازی ها و … رکن اساسی این جور کلاس های این مکان مقدسه !
ظاهرا دانشجویانی که به مساله ای اعتراض دارن باید به صورت قانونی اقدام کنند ! یعنی این که فرم اعتراض رو با هزار زحمت پر کنند و کد اون درس لعنتی رو گیر بیارن و بعد از همه ی این ها ، استاد فرم ها رو همه رو با هم جمع کنه و پاره کنه بریزه تو سطل آشغال ! به هر حال اصل قانونه و همه در برابر قانون مساوی ان ، ولی بعضی ها مساوی تر !
یکی دیگر از خاصیت های این مکان این هست که بسیاری دوست دارند بروند داخلش رو ببینند چه جوریه اصلا !
و برای به دست آوردن لقب » دانشجو » که کم از » سِر » و یا » گلادیاتور » نیست ، رنج کنکور و شب ها زنده داری و روز ها چرت زدن رو به خودشون هموار کنند . فقط به خاطر این که عده ای خیال کنند ایشون » دانش جو » هستند .
اما همین که وارد این محوطه شدند می فهمند که اون جور که فکر می کردند نبوده و اونها چقدر رویایی فکر می کردند !
هر ترم کلی پول هزینه می کنند و دست آخر یا مدرک اون مقطع رو می گیرند و با گذر ِ عمر خود طاقش می زنند و یا همون مدرک رو هم نمی گیرند و از آدم های همسن ِ بازاری شون چند سالی عقب می افتند و میرن معتاد می شن و مفسد می شن و آدم حسابی هاشون اغتشاش گر !!!
( نا گفته پیداست که شوخی کردم این آخرش رو ! )
ورودی دستهبندی شده در: ویکی فردا, طنز. برچسبها: قانون, مختلط, کافور, آموزشگاه های کنکور, تئوری, دانشگاه, دایورت.
1.
درسا تیتان | ژانویه 12, 2010 در 3:22 ب.ظ.
بر عکس نام گمراه کننده اش ، این مکان به هیچ وجه دانشی ترین مکان موجود در یک شهر و جامعه نیست و اساسا کلمه ی ” دانش گا ” بیشتر مناسب حال و احوالاتش است !
این پاراگراف خیلی باحال بود!!!
2.
NazaNiN | ژانویه 6, 2010 در 1:31 ب.ظ.
کاملا» حق با تو…
خیـــــلی جالب بود!
یه بنده خدایی میگفت تو دانشگاه هروخت چمنا رو کوتا میکردن ما
میدونستیم که فرداش قورمه سبزی داریم!
3.
spiral mind | ژانویه 4, 2010 در 9:33 ب.ظ.
دقیقاً درسته ! اینجا ایرانه …